ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

18

سفرنامه شاردن ( فارسى )

فرمانروايان نيز بدان مىپردازند . چنان كه شاه فقيد و خلدآشيان ايران « 1 » در سال 1666 مرا از سوى خود مأمور فرمود كه هر جا جواهر خوب و يا گوهرى بيابم براى او بخرم ؛ و بدين كار چنان شوق‌مند بود كه حتى شكل و اندازه آنها را به دست خود كشيد و به من داد . مادام لسكو lescot كه زنى هوشمند و زيرك ، و در كار تجارت سخت متهوّر بود ، و استعداد و ذكاوتش بر سرمايهء ماديش مىچربيد پيشنهاد كرد در اين كار شريكم شود . پدرم نيز با ما مشاركت كرد . آقاى رزن ) raisin ( كه از مردم ليون و بازرگانى شريف و امين بود ، و در سفر اول در كار تجارت با من مشاركت داشت ، نيز به ما پيوست . افزون بر اين‌كه مدت چهارده ماه هر چهار تن در جستجوى انواع جواهر به برخى از كشورهاى آباد و پرنعمت سفر كرديم ، چندين نفر را بدين كار فرستاديم تا اگر مرواريدهاى درشت و خوشاب ، مرجانهاى تراشيده و خوش‌رنگ ، و ديگر گوهرها ، و هرگونه زيورهاى زرين و سيمين ، ساعتهاى كمياب و گرانبها بيابند بخرند ؛ و چون هنوز برخى از نقدينهء ما مصرف نشده بود ، معادل دوازده هزار دوكا طلا به ايتاليا برديم . همسفر و شريكم پيش از من از راه ژن gene خود را به ليوورن ( livourne ) رساند ، و من نيز در اواخر ماه اكتبر از طريق ميلان ( milan ) ، ونيز ( venise ) ، و فلورانس ( florence ) به وى پيوستم . روز دهم نوامبر بر يك كشتى كه از جمله يك گروه كشتى هلندى ، و روانه ازمير بود سوار شديم . اين دسته كشتى از شش كشتى تجارى و دو كشتى جنگى تركيب يافته بود ، و ارزش محمولات آنها از سه ميليون ليور درمىگذشت . روش كار ناخدايان و جاشوان و خدمهء كشتيهاى بازرگانى اين بود كه در اين سفرها مقدارى از آنچه داشتند از مأموران گمرك ، و ديگر مسؤولان پنهان مىكردند ، و بدين گونه از پرداختن حقوق گمركى و كنسولى سر باز مىزدند . پس از آن‌كه از كنار مسين ( messine ) و زانت ( zante ) و بعض ديگر از مجمع الجزاير واقع در آن حدود گذشتيم ، نزديك ميكون ( micon ) ، اتّفاق ناموافقى براى ما روى داد . توضيح اين‌كه يكى از كسان يك دزد دريايى ليوورنى به ديدن كشتى ما ، خود را در آب انداخت ، و پس از اين‌كه به قدر يك ميل دريايى شنا كرد خود را به ما رسانده پناهنده شد . دزد دريايى به دنبالش آمد و به ما گفت : اگر فرارى

--> ( 1 ) - اشاره به شاه عباس دوم است .